نمي خوام بگم كه مثل گلي چون گل هم يك روز پژمرده ميشه
نمي خوام بگم كه سياهي چشمات مثل شب هاي تاريك است چون شب هم بالاخره تمام ميشه
نمي خوام بگم كه مثل آب پاك وزلالي چون آب كه هميشه پاك نمي تونه باشه
نمي خوام بگم كه دوست دارم چون من كه اصلاََُ دوست ندارم
ای عشق مدد کن به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من به یار رسم یا یار به من
گر نه هر دو بمیریم و به پایان برسیم
اسمتو گذاشتم آفتاب ترسیدم غروب کنی .اسمتو گذاشتم گل ترسیدم پزمرده بشی حالا اسمتو میذارم نفس که اگه رفتی منم با خودت ببری .
مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا مثل پرستو فصلی کوچ کن اما هدفمند مثل پروانه بمیر دردناک اما با عشق
گرمستی چشمان سیاه توگناه است من طالب آن مستی وخواهان گناهم
درون قلب من نقش توپیداست لبانت مثل گل خوش رنگ وزیباست
دوباره دلم واسه ی غربت چشمات تنگه دوباره این دلِ دیوانه واست دل تنگه
وقت ازتوخوندن ستاره ترانه هام اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
عاشقان در ره عشق نام و نشانی دارند
آن که در عشق تو بی نام نشان است منم
باغبان گل را نچین من مردگل چین نیستم
من خودم گل دارم محتاج هر گل نیستم
قلب من در هر زمان خواهان توست این دو چشم عاشقم مهمان توست
گر چه لبریزاز غمی ,درماندای این نگاهم درپی درمان توست
در میان ظلمت شبهای غم چهل چراغ قلب من چشمان توست
در کنارم لحظهای آسوده باش همددستان من دستان توست
قایق بشکسته قلبودلم تاابد درساحل چشمان توست


